منوم. [ م ُ ن َوْوِ ] ( ع ص ، اِ ) دارو که خواب آورد. خواب آور: لومینال منومی است قوی. این دارو منوم است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). خواب آورنده و مسکن. بخواب کننده و خواباننده. ( ناظم الاطباء ). || نام نوعی عنب الثعلب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
خواب کننده، خواب آور، ودراصطلاح مانیه تیسم: کسی که دیگری رابه خواب مغناطیسی ببرد ( اسم ) ۱ - خواباننده خواب کننده . ۲ - کسی که دیگری را بخواب مغناطیسی فرو برد مانیتیزور . ۳ - ماده ای که خوردن آن خواب آورد.
مترادف و متضاد
narcotic (صفت)مسکن، منوم، مخدر، مربوط به مواد مخدرsoporific (صفت)خواب الود، منوم، کرخت، داروی خواباورhypnagogic (صفت)خواب اور، خواب کننده، دارای خصوصیات خواب، منومhypnotic (صفت)خواب اور، منوم، مولد خواب مصنوعی، تولیدکننده خوابhypnogogic (صفت)خواب اور، خواب کننده، دارای خصوصیات خواب، منوم...