منهاج. [ م ِ ] ( ع اِ ) به معنی منهج. ( منتهی الارب ). راه روشن. ( ترجمان القرآن ). راه گشاده. ( آنندراج ). راه راست و گشاده. ( غیاث ). راه فراخ. ج ، مناهیج. ( مهذب الأسماء ). راه روشن و پیدا. ( دهار ). راه پیدا و گشاده. ج ، مناهیج.( ناظم الاطباء ). طریق واضح. ( اقرب الموارد ). طریق واضح. راه پیدا و گشاده. نهج. منهج. راه فراخ. راه دین. ج ، مناهج. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : لکل جعلنا منکم شرعة و من...
فرهنگ عمید
۱. راه راست. ۲. راه روشن و آشکار.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . ] (اِ. ) راه ، راه آشکار. ج . مناهج .
فرهنگ فارسی
راه راست، راه روشن و آشکار، مناهج جمع ( اسم ) راه پیدا و گشاده جمع : مناهج
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: menhāj) (عربی) راه آشکار و گشاده ؛ روش .
اسم: منهاج (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: menhāj) (فارسی: مِنهاج) (انگلیسی: menhaj) معنی: راه راست، راه روشن و آشکار، راه، راه آشکار و گشاده، روش