کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منها-کردن | کلماتور
معانی کلمه : منها کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈenhɑ kˈardan/
تلفظ :
[m'enhA k'aRdan]
پیمایش سریع
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
منها
راج المها
راز منا
زید مناه
انسان منشا
عبد مناه
گاو ماها
گوئه منه پن فو
مبدل منه
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
دانشنامه عمومی
کم کردن.
مترادف و متضاد
تفریق کردن ≠ جمع کردن
۱. تفریق کردن ≠ جمع کردن
۲. کسر کردن، کاستن
۳. به حساب نیاوردن
subtract
(فعل)
کاستن، کم کردن، تفریق کردن، منها کردن، تفریق شدن
کلمات مرتبط
منها
راج المها
راز منا
زید مناه
انسان منشا
عبد مناه
گاو ماها
گوئه منه پن فو
مبدل منه
نظرات