کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منقال | کلماتور
معانی کلمه : منقال
تلفظ بین المللی :
/manq1ˈɑl/
تلفظ :
[manq1'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان مقال
اوایل المقالات فی المذاهب و المختارات
صعب المنال
طوطی مقال
قال مقال
قبل منقل
قرینه ٔ مقالیه
کبک منقار
کچو مثقال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منقال. [ م ِ] ( ع ص ) اسب سریع زودزودبردارنده قوائم را. مِنقَل.( منتهی الارب ) ( از آنندراج ): فرس منقال ؛ اسبی که زودزود دست و پا را در رفتار بردارد. ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). مُناقِل. مِنقَل. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
اسب سریع زود زود بر دارنده قوائم را . منقل .
کلمات مرتبط
زبان مقال
اوایل المقالات فی المذاهب و المختارات
صعب المنال
طوطی مقال
قال مقال
قبل منقل
قرینه ٔ مقالیه
کبک منقار
کچو مثقال
نظرات