کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منفضخ | کلماتور
معنی کلمه : منفضخ
تلفظ بین المللی :
/monfˈazex/
تلفظ :
[monf'azex]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
منفخ
منفسخ
منفض
منفوخ
مفضخ
مفضخه
مناضخه
منضخه
منفاخ
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
منفضخ. [ م ُ ف َ ض ِ ] ( ع ص ) جراحت گشاده و فراخ. ( آنندراج ). گشاده و فراخ شده از جراحت و جز آن. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || دلو آب ریزان. ( آنندراج ). دلو آب ریخته شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سخت گرینده. || کوهان شتر شکسته شده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انفضاخ شود....
کلمات مرتبط
منفخ
منفسخ
منفض
منفوخ
مفضخ
مفضخه
مناضخه
منضخه
منفاخ
نظرات