Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منضمات

تلفظ بین المللی : /monzˈamɑt/ تلفظ :‌ [monz'amAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • نمایات و منضمات مال
  • منامات
  • منضجات
  • منومات
  • گنجینه رؤیا ترجمه ایات بینات فی حقیقه بعض المنامات
  • روح ممات
  • انتخابات مقدماتی
  • طبقه بندی مقدماتی
  • طرح مقدماتی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

منضمات. [ م ُ ض َم ْ ما ] ( ع ص ، اِ ) ضمیمه ها و چیزهای افزوده شده. ( ناظم الاطباء ). ج ِ منضمة، تأنیث منضم.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع منضمه ( منضم )

مترادف و متضاد

لواحق، ضمایم، پیوست‌ها

accessory (اسم)
معاون جرم، هم دست، شریک، منضمات، لوازم فرعی، همدست، نمائات و نتایج، لوازم یدکی، تابع، فروع و ضمائم

کلمات مرتبط

  • نمایات و منضمات مال
  • منامات
  • منضجات
  • منومات
  • گنجینه رؤیا ترجمه ایات بینات فی حقیقه بعض المنامات
  • روح ممات
  • انتخابات مقدماتی
  • طبقه بندی مقدماتی
  • طرح مقدماتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات