منشرح. [ م ُ ش َ رِ ] ( ع ص ) گشاده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). گشاده. باز : لشکر اسلام... به تأیید الهی... به دلی قوی و سینه منشرح بر قلب اعدا چاه کردند. ( سلجوقنامه ظهیری ص 26 ). به دلی فارغ و صدری منشرح روی به جرجان نهاده. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 263 ).- منشرح الصدر ؛ گشاده سینه. گشاده دل : بیستون بدان حالت قریرالعین و منشرح الصدر شد. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی...
گشوده، باز، واضح و هویدا ۱ - ( اسم ) باز شونده . ۲ - ( صفت ) باز گشاده : [ لشکر اسم .. . بتایید الهی ... بدلی قوی و سینه ای منشرح بر قلب اعدا چاه کردند . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا. خاور۳ ) ۲۶ - واضح آشکار.