منسم . [ م ُ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) زنده کننده ٔ مردم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زندگی بخش و حیات بخش و جان دهنده و برانگیزاننده ٔ حیات . (ناظم الاطباء).
منسم . [ م َس ِ ] (اِ) رستنیی است که ثمر آن را حب المنسم خوانند و در عطریات به کار برند. (برهان ) (آنندراج ). نام رستنیی است که در عطریات به کار برند. (ناظم الاطباء). رجوع به حب المنسم شو...
فرهنگ عمید
سُم شتر.
فرهنگ فارسی
پی یاناخن شتر وفیل وشترمرغ ، ونیزبمعنی علامت ونشانه وراه وروش، مناسم جمع ، به معنی دانهای خوشبونیزگفته شده ۱ - سپل شتر شترمرغ و فیل . ۲ - نشانه راه عمت راه . ۳ - راه روش ۴ - گیاهی است که دانه هایش را حب المنسم خوانند . زنده کننده مردم . زندگی بخش و حیات بخش و جان دهنده و بر انگیزنده حیات .