کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منسحق | کلماتور
معنی کلمه : منسحق
تلفظ بین المللی :
/monsˈaheq1/
تلفظ :
[mons'aheq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مسحق
مسحقونیا
منساق
منسق
منسوق
منسحب
منسح
منسحط
منسحل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منسحق. [ م ُ س َ ح ِ ] ( ع ص ) دمع منسحق ؛ اشک روان. ج ، مساحیق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سوده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سوده شده و گردشده و غبارشده. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
مسحق
مسحقونیا
منساق
منسق
منسوق
منسحب
منسح
منسحط
منسحل
نظرات