مندک . [ م ُ دَک ک ] (ع ص ) جای برابر و هموار. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مدخل قبل شود.
مندک . [ م َ دَ ] (از ع ، ص ) کساد و ناروایی متاع و کالا باشد. (فرهنگ جهانگیری ). کسادی و ناروایی اسباب و کالا باشد. (برهان ). کساد و ناروا و بی قیمتی متاع و کالا. (انجمن آرا) (آنندراج ). جهانگیری ورشیدی این بیت مولوی را شا...
فرهنگ عمید
۱. پست. ۲. کم، اندک. ۳. کاسد، کساد کالا.
فرهنگ معین
(مُ دَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - برابر و هموار گردیده (مکان )، ویران شده ، منهدم گشته . ۲ - در فارسی : نابود. ۳ - مجاب ، مغلوب . ،خسته و ~: (عا. ) خسته و کوفته .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - برابر و هموار گردیده ( مکان ) ویران شده منهدم گشته . ۲ - نابود . ۳ - مجاب مغلوب . یا خسته و مندک . خسته و کوفته . کساد و ناروایی متاع و کالا باشد . کسادی و ناروایی اسباب و کالا باشد .