کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منجمد-یا-یخ-زده | کلماتور
معنی کلمه : منجمد یا یخ زده
تلفظ بین المللی :
/mondʒˈamed jɑː jaxzˈadeː/
تلفظ :
[mondZ'amed jA: jaxz'ade:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قابلیت ساخت یا تولید مجدد
کوته فکری یا محمد پیامبر
الروضه من الکافی یا گلستان ال محمد
منجمد
منجمد کردن
منجمد شدن
منجمد کننده
منجمد کردن مواد غذایی
منجمد 2
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
frozen
(صفت)
محکم، بسته، سرمازده، یخ زده، منجمد یا یخ زده، بی حرکت، بدون ترقی، غیر قابل پرداخت تاانقضا مدت
کلمات مرتبط
قابلیت ساخت یا تولید مجدد
کوته فکری یا محمد پیامبر
الروضه من الکافی یا گلستان ال محمد
منجمد
منجمد کردن
منجمد شدن
منجمد کننده
منجمد کردن مواد غذایی
منجمد 2
نظرات