۱. آزمودهشده.
۲. درم سره و خالص.
۱. انتقادکننده.
۲. صرافیکننده.
۳. کسی که نوشته یا کتابی را مطالعه و نواقص آن را بیان کند.
صفت
ناقد، نقدنویس
انتقادکننده، ایرادگیر، ناقد، خردهگیر، عیبجو، معترض، نکتهگیر، انتقادگر، انتقادجو
۱. انتقادکننده، ایرادگیر، ناقد، خردهگیر، عیبجو، معترض، نکتهگیر، انتقادگر، انتقادجو
۲. ناقد، نقدنویس
خرد هگیر