منت . [ م ُن ْ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) مُنَّة. قوت و توانایی : در ره شرع و فرض و سنت خویش مِنت حق شمر نه مُنت خویش .
سنائی (حدیقه چ مدرس رضوی ص 77).
رجوع به مُنَّة شود. منت . [ م َ ] (ع اِ) به اسپانیائی «مانتو» . ج ، م...
فرهنگ عمید
۱. نیکویی و احسانی را که شخص دربارۀ کسی کرده به یاد او آوردن و به رخ وی کشیدن. ۲. [قدیمی] نیکویی، احسان.
فرهنگ معین
(مِ نَّ ) [ ع . منة ] (اِ. ) ۱ - احسان ، نیکویی . ۲ - نیکویی و احسان دربارة کسی را به رخش کشیدن . ج . منن .
فرهنگ فارسی
نیکویی واحسانی راکه شخص درباره کسی کرده بیاداو آوردن وبه رخ وی کشیدن ، وبه معنی نیکویی واحسان، منن جمع ۱ - ( مصدر ) نیکوییی را که درباره کسی کردهاند برخ او کشیدن . ۲ - ( اسم ) احسان نیکویی جمع منن . به اسپانیایی مانتو جمع منوت .
[ویکی فقه] منت در معانی متعددی همچون: قطع کردن، نقص وارد کردن و غیره به کار رفته است. منت در اصطلاح به صورتی اطلاق می شود که شخص خوبی و احسان خود را به رخ احسان شده بکشد.منت از ریشه "منن" از کلمات اضداد به شمار می رود و لذا معانی متعدد و متفاوتی را از جمله: قطع کردن، نقص واردکردن، حساب کردن، قوت دادن، تضعیف نمودن، نعمت بخشیدن، نعمت محدود و احسان کردن برای آن ذکر کرده اند؛ که در این میان معانی "قطع...