کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منبلی | کلماتور
معانی کلمه : منبلی
تلفظ بین المللی :
/manbˈali/
تلفظ :
[manb'ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
منبلیار
ژن شناسی مندلی
شیاف مهبلی
قزلجه منگلی
کامش مهبلی
مبلی
منبری
منبل
منبل دارو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
منبلی. [ مَم ْ ب َ ] ( حامص ) کاهلی و بیکاری. ( برهان ). کاهلی. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بی اعتقادی و انکار. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). بداعتقادی و منکری. ( غیاث ) ( آنندراج ) : آن چنان اصل جهل و منبلیی خیره بگزید قتل چون علیی.سنائی ( حدیقةالحقیقة چ مدرس رضوی ص 258 ).بدرگی و منبلی و حرص و آزچون کنی پنهان به شید ای مکرساز.مولوی ( مثنوی چ نیکلسن دفتر3 ص 39 ).رجوع به منبل شود....
فرهنگ عمید
بی اعتقادی: بدرگی و منبلی و حرص و آز / چون کنی پنهان به شَید ای مکرساز (مولوی: ۳۶۱ ).
کلمات مرتبط
منبلیار
ژن شناسی مندلی
شیاف مهبلی
قزلجه منگلی
کامش مهبلی
مبلی
منبری
منبل
منبل دارو
نظرات