مناة. [ م َ ] (ع اِ) مَنا. (اقرب الموارد). رجوع به منا (معنی اول ) شود.
مناة. [ م َ ] (اِخ ) موضعی است به حجاز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مناة. [ م َ ] (اِخ ) نام بتی است درعرب . (مهذب الاسماء). نام بتی ، مَنَوی ّ منسوب بدان . (منتهی الارب ). نام بتی که مناءة نیز گویند. (ناظم الاطباء). بتی اس...
فرهنگ فارسی
موضعی است به حجاز .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه: مناة (۱ بار). ابن کلبی در کتاب «الاصنام» مینویسد: مناة بتی بود متعلق به قبیله هذیل و خزاعه، این بت در ساحل دریا در ناحیه مشلل در محلی موسوم به «قُدید» میان مکه و مدینه قرار داشت، پیش همه عرب محترم بود و در کنارش قربانی میکردند، قبیله اوس و خزرج برای آن قربانی و هدایا میبردند. قبیله اوس و خزرج چون به حج میرفتند پس از بازگشت سرخود را در نزد منات تراشیده و آنرا اتمام حج م...