منافرت . [ م ُ ف َ / ف ِ رَ ](از ع ، اِمص ) با کسی نزد حاکم رفتن برای اثبات بزرگی حسب و نسب . (غیاث ). منافرة. رجوع به منافرة شود.
منافرت. [ م ُ ف َ / ف ِ رَ ]( از ع ، اِمص ) با کسی نزد حاکم رفتن برای اثبات بزرگی حسب و نسب. ( غیاث ). منافرة. رجوع به منافرة شود.منافرة. [ م ُ ف َ رَ ] ( ع مص ) با کسی به فخر به حاکم ش...
فرهنگ معین
(مُ فِ رَ ) [ ع . منافرة ] (مص ل . ) ۱ - در اصل و نسب به هم فخر کردن . ۲ - از هم نفرت داشتن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) داوری کردن با هم در حسب و نسب افتخارکردن . ۲ - ( اسم ) داوری در حسب و نسب : [ اکنون چون میخواهی ساخته باش این مناظره و منافره را...] ( مرزبان نامه .۱۳۱۷.ص ۹۷ )