منازع . [ م َ زِ ] (ع اِ) ج ِ مَنزِع . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به منزع شود.
منازع. [ م ُ زِ ] ( ع ص ) باکسی در چیزی واکوشنده. ( غیاث ) ( آنندراج ). خصومت کننده. کشنده کسی را برای خصومت و خصم. مقابل و آنکه با دیگری ستیزه می کند. ستیهنده. جنگجوی. سرکش. معاند. حریف و رقیب و مخالف. ( از ناظم الاطباء ) : بویوسف یعقوب انصاری قاضی قضاة هارون الرشید و ...
فرهنگ عمید
کسی که با دیگری خصومت و ستیزه کند، نزاع کننده.
فرهنگ معین
(مُ زِ ) [ ع . ] (اِفا. ) نزاع کننده ، کسی که با دیگری ستیزه می کند.
فرهنگ فارسی
نزاع کننده، کسی که بادیگری خصومت وستیزه کند ( اسم ) نزاع کننده ستیزنده جمع : منازعین .