تمیزدادهشده؛ تشخیصدادهشده.
۱. علامتی به شکل «/».
۲. (اسم، صفت) سانسورکننده.
۳. [قدیمی] تمیزدهنده؛ جداکننده.
۴. [قدیمی] خردمند.
(مُ مَ یَّ) [ ع . ] (اِمف .) تمیز داده شده .
(مُ مَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - جدا کننده ، تمیز دهنده . 2 - ارزیاب مالیات ، تشخیص دهندة مالیات .
انگور خشک شده – مویز
اسم
شاخص، مشخص
آگاه، دانا
ارزیاب، شناسا، مفتش، مقوم
۱. ارزیاب، شناسا، مفتش، مقوم
۲. شاخص، مشخص
۳. آگاه، دانا