Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممتزج

تلفظ بین المللی : /momtˈazedʒ/ تلفظ :‌ [momt'azedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ممتزجه
  • ممتزجات
  • ممازجت
  • ممزج
  • ممرزجاری
  • ملتزج
  • ممازجات
  • ممازجه
  • ممتلج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ممتزج.[ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص ) آمیخته شده. ( ناظم الاطباء ). آمیخته شونده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). آمیخته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : هوا به لطف طبع او ممتزج شد. ( سندبادنامه ص 12 ). زر و نقره چون از معدن بیرون آید با کدورت کان ممتزج و مختلط باشد. ( سندبادنامه ص 44 ). || آمیزنده. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مخلوطکننده. رجوع به امتزاج شود.

فرهنگ عمید

مخلوط، آمیخته شده.

فرهنگ معین

(مُ تَ زَ) [ ع . ] (اِمف .) آمیخته ، مخلوط .

(مُ تَ زِ) [ ع . ] (اِفا.) آمیزنده ، مخلوط کننده .

(مُ تَ زَ ) [ ع . ] (اِمف . ) آمیخته ، مخلوط .
(مُ تَ زِ ) [ ع . ] (اِفا. ) آمیزنده ، مخلوط کننده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) آمیزنده مخلوط کننده .

کلمات مرتبط

  • ممتزجه
  • ممتزجات
  • ممازجت
  • ممزج
  • ممرزجاری
  • ملتزج
  • ممازجات
  • ممازجه
  • ممتلج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات