معانی کلمه : ممالحت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. با هم نان ونمک خوردن.
۲. به هم اعتماد کردن.
۲. به هم اعتماد کردن.
فرهنگ معین
(مُ لَ حَ یا حِ ) [ ع . ممالحة ] ۱ - (مص ل . ) هم سفره بودن . ۲ - به یکدیگر اعتماد کردن . ۳ - (اِمص . ) هم سفرگی ، نمک خوارگی . ۴ - اعتماد.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) نان و نمک خوردن با یکدیگر هم سفره بودن . ۲ - بر یکدیگر اعتماد کردن . ۳ - ( اسم ) هم سفرگی نمکخوارگی : [ ... دیدار کنند دیدار کردنی بسزا و اندر آن دیدارکردن شرط ممالحت را بجای آرند تا خانها یکی شود . ] (بیهقی . فض . ۴ ) ۷۸ - اعتماد .
