کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ملموس کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈalmuːs kˈardan/
تلفظ :
[m'almu:s k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مایوس کردن
مامور کردن
مانوس کردن
مأمور کردن
مأیوس کردن
ملموس
ملموس شدن
دارایی های ملموس
علقمه ٔ مطموس
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
۱. قابللمس کردن
۲. قابلدرک کردن، ادراکپذیر کردن
کلمات مرتبط
مایوس کردن
مامور کردن
مانوس کردن
مأمور کردن
مأیوس کردن
ملموس
ملموس شدن
دارایی های ملموس
علقمه ٔ مطموس
نظرات