ملعقة. [ م ِ ع َ ق َ ] (ع اِ) کفچه ٔ طعام . ج ، ملاعق . (مهذب الاسماء). کفچه . (دهار). کبچه و آنچه به وی لیسند. ج ، ملاعق . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). چمچه و کمچه . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
ملعقه . [ م ِ / م َ ع َ ق َ / ق ِ ] (از ع ، اِ) کفچه ٔ آهنی را گویند و در خراسان ملاقه خوانند . (برهان ). مأخوذ از تازی ، کمچه و ملاغه و قاشق فلزی ...
فرهنگ عمید
ملاقه#NAME?
= ملاقه
فرهنگ معین
(مِ عَ قَ ) [ ع . ملعقة ] (اِ. ) ۱ - آلتی که بدان طعام چشند و تناول کنند، قاشق ، چمچه . ۲ - قاشق بزرگ که به وسیلة آن غذا را از دیک بیرون آورند و در ظرف ریزند. ۳ - واحد وزن از معجونات و از عسل معادل چهار مثقال و از داروها به قدر یک مثقال . ج . ملاعق .
فرهنگ فارسی
قاشق، چمچه، ملاغه، ملاعق جمع ( اسم ) ۱ - آلتی که بدان طعام چشند و تناول کنند قاشق چمچمه جمع : ملاعق ۲ - قاشق بزرگ که بوسیله آن غذا را از دیگ بیرون آورند و در ظرف ریزند. ۳ - واحد وزن از معجونات و از عسل معادل چهار مثقال : و از داروها بقدر یک مثقال ( رساله مقداریه . فاز . ۴ - ۱:۱٠ ص ۴۱۸ ) قاشق تراش