ملطاء. [م َ ] (ع ص ) مؤنث املط. یعنی زنی که اندامش بی موی باشد. ج ، مُلط. (ناظم الاطباء). و رجوع به املط شود.
ملطاء. [ م َ ] (ع اِ) آن جراحت که بدان پوست تنک رسد که زبر استخوان سر بود. (مهذب الاسماء). سرشکستگی که تا پوست تنک رسد. مِلطاة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : اگر جراحت [ شکستگی سر ] بدان پوست رسد که بر استخوان پوشیده...