ملجا. [ م َ ] ( ع اِ ) مأخوذ از تازی ، مَلجَاء.پناهگاه و جای پناه و مأمن و جای امن و پشت و پناه و جای استراحت و آسایش. ( ناظم الاطباء ) : روزی است ازآن پس که در آن روز نیابندخلق از حکم عدل نه ملجا و نه منجا.ناصرخسرو.جاودان زی تو که ایمن بود از نکبت چرخ هرکه چون درگه تو مفزع و ملجا دارد.جمال الدین عبدالرزاق ( دیوان چ وحید دستگردی ص 101 ).ملکت گرفته رهزنان برده نگین اهریمنان دین نزد این تردامنان ن...
فرهنگ عمید
جای پناه بردن، پناهگاه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مجبور مضطر . پناه گرفتن به کسی . پناه گرفتن .
مترادف و متضاد
پناهگاه، پناه، حفاظ، مامن، ماوا، ملاذ
refuge(اسم)
پناه، پناه گاه، پناهندگی، مفر، ملجا، تحصن
resort(اسم)
پناه گاه، پاتوغ، میعادگاه، مفر، محل استراحت، مامن، مراجعه، ملجا، رفت و آمد مکرر، ملاقات مکرر
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَّلْجَأٍ: پناهگاه (کلمه ملجا به معنای آن نقطهای است که آدمی بدان پناهنده و متحصن میشود )معنی وَزَرَ: ملجا و پناهگاه کوه که در مواقع خطر به آنجا پناهنده میشوندریشه کلمه: لج ء (۳ بار)پناه بردن. «لَجَأ اِلَی الْحِصْنِ: لاذَبِهِ» ملجاء به معنی پناهگاه است . و دانستند از خدا جز به سوی او پناهگاهی نیست. ایضاً . . این کلمه فقط سه بار در قرآن یافته است.wikialkb: مَلْجَإ...