ملامسه. [ م ُ م َ س َ /م ِ س ِ ] ( از ع ، مص ) مأخوذ از تازی ، همدیگر را سودن با دست. ( ناظم الاطباء ). ملامسة. || جماع کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ملامسة و ملامست شود.
ملامسة. [ م ُ م َ س َ ] (ع مص ) یکدیگر را لمس کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). یکدیگر را بسودن . (ترجمان القرآن ) (دهار). یکدیگر را به دست بسودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الا...
فرهنگ معین
(مُ مِ س ) [ ع . ملامسة ] (مص م . ) یکدیگر را لمس کردن .
فرهنگ فارسی
ملامست: یکدیگررالمس کردن، بهم دست مالیدن ۱ - ( مصدر ) لمس کردن یکدیگر را دست مالیدن بهم . یکدیگر را لمس کردن . یکدیگر را بسودن . یکدیگر را به دست بسودن .