Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملا قیح

تلفظ بین المللی : /mˈollɑ q1ˈih/ تلفظ :‌ [m'ollA q1'ih]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قحطی سال ما
  • ملاقیح
  • بیع ملاقیح
  • ملاقی
  • خط ملاقی
  • ملاقح
  • ملاقیط
  • ملاقیه سی
  • احکام ملاقی الشبهات المحصوره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملاقیح. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مَلقوحة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ماده هایی که جنین در شکم داشته باشند، یا آنچه در پشت شتران نر وجوددارد. ج ِ ملقوحة. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ملقوحة شود. || مادران. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

ماده هایی که جنین در شکم داشته باشند یا آنچه در پشت شتران نر وجود دارد . یا مادران .

کلمات مرتبط

  • قحطی سال ما
  • ملاقیح
  • بیع ملاقیح
  • ملاقی
  • خط ملاقی
  • ملاقح
  • ملاقیط
  • ملاقیه سی
  • احکام ملاقی الشبهات المحصوره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات