کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقوق | کلماتور
معنی کلمه : مقوق
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1vaq1/
تلفظ :
[m'aq1vaq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مقوقس
ذو مقول
روکش موقت
زاپاس موقت
سختی موقت
سازۀ موقت
سامانۀ موقعیت یابی جهانی
سامانۀ موقعیت یابی پویا
سیاهۀ موقعیت های لغزش زا
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقوق. [ م ُ ق َوْ وَ ] ( ع ص ) آن که صلعه و جای موی سرش بزرگ و بسیار باشد. ( منتهی الارب ). کسی که جای بیمویی سرش بزرگ باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
مقوقس
ذو مقول
روکش موقت
زاپاس موقت
سختی موقت
سازۀ موقت
سامانۀ موقعیت یابی جهانی
سامانۀ موقعیت یابی پویا
سیاهۀ موقعیت های لغزش زا
نظرات