موردخشم وقهرواقع شده، خوارشده، شکست خورده، مغلوب
( اسم ) کسی یا چیزی که دیگری بر او چیره شده قهر شده شکست خورده مغلوب : [ و اسکندر مقهور و مخذول بجنگل در آمده بطرف گیلان بدر رفت و بعد از آن خبری محقق از او نیامد.] ( ظفرنامه یزدی . چا . امیر کبیر ۱۴۵:۲ ) جمع : مقهورین .