کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقنص | کلماتور
معانی کلمه : مقنص
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1nas/
تلفظ :
[m'aq1nas]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذرع مقصر
رابطۀ مبدأ ـ مقصد
رستم بن مقصود
اوجی منصور
شاه مقصودی
سرعت مبدأـ مقصد
سیاه منصور
سیه منصور
صاحب منصب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مقنص .
[ م َ ن َ ] (ع اِ) دام . (آنندراج ).
مقنص .
[ م ُ ن ِ ] (ع ص ) صیاد
:
آینه خالص نگشت او مخلص است
مرغ را نگرفته است او مقنص است .
مولوی .
مقنص. [ م َ ن َ ] ( ع اِ ) دام. ( آنندراج ).مقنص. [ م ُ ن ِ ] ( ع ص ) صیاد : آینه خالص نگشت او مخلص است مرغ را نگر...
فرهنگ معین
(مُ نِ ) [ ع . ] (اِفا. ص . ) صیدکننده ، صیاد.
فرهنگ فارسی
( اسم ، صفت ) صید کننده صیاد ( مرغ آهو ) : [ آینه خالص نگشت او مخلص است مرغ را نگرفته است او مقنص است . ] ( مثنوی . نیک . ۳۱۸:۲ )
دام
کلمات مرتبط
ذرع مقصر
رابطۀ مبدأ ـ مقصد
رستم بن مقصود
اوجی منصور
شاه مقصودی
سرعت مبدأـ مقصد
سیاه منصور
سیه منصور
صاحب منصب
نظرات