معانی کلمه : مقصود
لغت نامه دهخدا
مقصود. [ م َ ] (اِخ ) (مولانا...) از شاعران قرن نهم هجری است که در غزل مهارت داشت . از اوست :
پیش مهر روی او ره بسته شد آه مرا
تا از آن نبود غبار آینه ماه مرا.
و رجوع به مجالس النفایس ص 255 و فرهنگ سخنوران شود.
فرهنگ عمید
۱. قصد، نیت.
۲. مطلوب، خواسته، هدف.
۲. مطلوب، خواسته، هدف.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) مراد، نیت ، خواهش .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: maqsud) (عربی) آنچه کسی قصد انجام آن را دارد ، منظور ، مقصد .
اسم: مقصود (پسر) (عربی) (تلفظ: maqsud) (فارسی: مقصود) (انگلیسی: maghsud)
معنی: مطلوب و خواسته شده و محبوب و مورد پسند، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد، مطلوب و مورد نظر
معنی: مطلوب و خواسته شده و محبوب و مورد پسند، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد، مطلوب و مورد نظر
مترادف و متضاد
آرزو، حاجت، خواسته، غایت، غرض، قصد، مراد، مطلوب، منظور، نقشه، هدف
فرهنگ فارسی ساره
آهنگ، آهنگیده، خواست
