کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقصر-قلمداد-کردن | کلماتور
معنی کلمه : مقصر قلمداد کردن
تلفظ بین المللی :
/moq1ˈasser q1alˈamdɑd kˈardan/
تلفظ :
[moq1'asseR q1al'amdAd k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مقصر
مقصر بودن
مقصر دانستن
مقصر شدن
مقصر شماری خود
مقصر کردن
مقصر بودن یا حرفی برای گفتن نداشتن
مقصر پدرم بود
ذرع مقصر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
incriminate
(فعل)
متهم کردن، گرفتار کردن، مقصر قلمداد کردن، بگناه متهم کردن، تهمت زدن به، گناهکار قلمداد نمودن
کلمات مرتبط
مقصر
مقصر بودن
مقصر دانستن
مقصر شدن
مقصر شماری خود
مقصر کردن
مقصر بودن یا حرفی برای گفتن نداشتن
مقصر پدرم بود
ذرع مقصر
نظرات