مقداد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن حسین سیوری حلی اسدی از علما و متکلمین قرن هشتم هجری است . او راست : نهج المسترشدین فی اصول الدین و کنزالعرفان فی فقه القرآن و کتب دیگر. رجوع به روضات الجنات ص 666 شود.
(تلفظ: meqdād) (عربی) بسیار قطع کنندهی چیز ؛ (در اعلام) نام یکی از اصحاب بزرگ رسول اکرم (ص) که مردی فاضل و دانشمند و شجاع بود و یکی از هفت نفری است که در آغاز بعثت اسلام آوردند.