کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقتن | کلماتور
معانی کلمه : مقتن
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1tan/
تلفظ :
[m'aq1tan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مقتنع
مقتنی
مقتنص
مقتنیات
مقتنیات الدرر
مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر
رمزنگاری مبتنی بر خم بیضوی
ریختار متناهی
زبان شناسی متن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مقتن. [ م ُ ت َن ن ] ( ع ص ) راست ایستاده و راست. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). راست ایستنده . ( آنندراج ). و رجوع به اقتنان شود. || بزکوهی برشونده به قنه که کوه خرد باشد. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
راست ایستاده و راست .
کلمات مرتبط
مقتنع
مقتنی
مقتنص
مقتنیات
مقتنیات الدرر
مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر
رمزنگاری مبتنی بر خم بیضوی
ریختار متناهی
زبان شناسی متن
نظرات