Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مقاده

تلفظ بین المللی : /maq1ˈɑdeː/ تلفظ :‌ [maq1'Ade:]
لغت نامه دهخدا
  • شبه نرمادگی ماده نما
  • فتخ ماده
  • فهرست مقادیر
  • گاو ماده
  • برش ماده سفید
  • مباده
  • ماده
  • ماده المواد
  • ماده بانان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مقادة. [ م ُ دَ ] (ع اِ) قیاد. مهار. لگام : اعطاک مقادته ؛ یعنی مهار او را به تو داد وفرمانبر و منقاد تو شد. (ناظم الاطباء). اعطاه مقادته ؛ یعنی فرمانبر او گشت و منقاد شد. (منتهی الارب ).

مقادة. [ م َ دَ ] (ع مص ) کشیدن . (تاج المصادربیهقی ). کشیدن ستور و جز آن . خلاف سوق . چه سوق ، راندن از عقب و مقادة و قود، کشیدن از جلو را گویند. (ازمنتهی الارب ) (از اق...

کلمات مرتبط

  • شبه نرمادگی ماده نما
  • فتخ ماده
  • فهرست مقادیر
  • گاو ماده
  • برش ماده سفید
  • مباده
  • ماده
  • ماده المواد
  • ماده بانان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات