مقادرة. [ م ُ دَ رَ ] (ع ص ) دار مقادرة؛ سرای تنگ . (منتهی الارب ). خانه ٔ تنگ و ضیق . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقادرة. [ م ُ دَ رَ ] (ع مص ) اندازه کردن چیزی بر چیزی . (منتهی الارب ). مقایسه کردن . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کردن کاری را مانند کار دیگری . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نبرد کردن با کسی در زورآ...