مفاوضت . [ م ُ وَ / وِ ض َ ] (از ع ، اِمص ) بیان کردن سخن به نرمی . (غیاث ). || با هم راز گفتن و مشورت کردن . (غیاث ). گفتگو. مذاکره . مشاوره . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : غایت نهمت بر آن مقصور داشتمی که یکی را از ایشان دریافتمی و ساعتی به مفاوضت او مؤانست جستمی . (کلیله و دمنه چ مینوی ص 17). وکیل دریا این مفاوضت بشنود، از بزرگ منشی و رعنائی طیطوی در خشم شد. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 113). در اثن...
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) با هم برابری کردن . ۲ - شرکت کردن درکاری . ۳ - با یکدیگر سخن گفتن . ۴ - ( اسم ) برابری . ۵ - شرکت در امری . ۶ - گفتگو : [ دستور این مفاوضه می شنید و می گفت ... ] ( مرزبان نامه۱۳۱۷ ص ۷ ) ۹۶ - مکتوب . توضیح در غیاث آمده : [ مفاوضات مکتوباتی که اعلی به ادنی نوشته باشد و مراسلات مکتوباتی که به مساوی نوشته باشد . ] ظاهرا این فرق در هند معمول بوده جمع : مفاوضات .بیان کردن سخن به نرمی یا با ...