مفاصل. [ م َ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مفصل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج ِ مفصل به معنی بند اندام و هر جای پیوستگی دو استخوان. ( آنندراج ). پیوندگاههای اندام. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ). بندها.پیوندها. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : بچر، کت عنبرین بادا چراگاه بچم ، کت آهنین بادا مفاصل.منوچهری.بند ندیده ست بسته چون نه پدید است بند همی بیند از عروق و مفاصل.ناصرخسرو.عقل از تو چنان ت...
فرهنگ عمید
مَفصل#NAME?
= مَفصل
فرهنگ معین
(مَ ص ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مفصل .
فرهنگ فارسی
جمع مفصل ( اسم ) جمع مفصل بندها. یا درد ( وجع ) مفاصل . دردی که در یکی از مفاصل ( زانو آرنج مچ پاوغیره ) عارض شود.