مفاخرت . [ م ُ خ َ / خ ِ رَ ] (از ع ، اِمص ) با کسی فخر کردن و نازش کردن در بزرگی . (غیاث ). مفاخرة. و رجوع به مفاخرة شود. || (اِمص ) فخریه و تفاخر و اظهار بزرگی و مناقبت در حسب و نسب و جز آن . (ناظم الاطباء). نازش . سرفرازی . سرافرازی . سربلندی . فخر. افتخار. مباهات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج ، مفاخرات : به اصل تنها کس را مفاخرت نرسدکه نسبت همه از آدم است و از حواست . مسعودسعد.ز ماده بودن خ...
فرهنگ معین
(مُ خِ رَ ) [ ع . مفاخرة ] (مص ل . ) فخر کردن ، به خود نازیدن
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) غالب شدن در فخر ۲ - فخرکردن اظهار بزرگی کردن بخود بالیدن . ( اسم ) فخر مباهات نازش جمع : مفاخرات .