مغیلان. [ م ُ غ َ / م ُ ] ( اِ ) نام درختی است خاردار و به عربی آن را ام غیلان خوانند. ( برهان ). درخت کیکر و ببول. ( الفاظ الادویه ). درخت ببول که به هندی کیکر نیز گویند. در اصل ام غیلان بود که معنی آن مادر دیوان است چه ام به معنی مادر و غیلان جمع غول و لفظ «ام » مجازاً برای مقارنت و مجاورت می آید... پس لفظ مغیلان مفرد است و جمع مغیل نیست ، چنانکه بعضی گمان برند... ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از...
فرهنگ عمید
درختچه ای خاردار که از آن صمغ عربی به دست می آید.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِ. ) امُ غیلان ، درختچة خاردار که در بیابان ها می روید.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خارشتر ۲ - عدس تلخه .۳ - درختچه ایست با خارهای بی شمار از تیره پروانه واران و از دسته گل ابریشم ها که از آن نیز صمغ عربی بدست میاورند درخت صمغ عربی درخت ام غیلان طلح اقاقیای نیلوتیک .
دانشنامه عمومی
درختی خاردار.دراص ام غیلان بوده است
نام درختی است خاردار و به عربی ان را ام مغیلان خوانند-درخت کیک...-درختچه خاردار که در بیابان ها می روید-درختچه ای که از ان صمغ عربی به دسن می هید