مغیب . [ م ُ غ َی ْ ی َ ] (ع ص ) نهان و ناپدید. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تغییب شود.
مغیب . [ م ُ / م ُغ ْ ی ِ ] (ع ص ) مغیبة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مغیبة شود.
پنهانشده؛ ناپدیدشده؛ ناپدید.
پنهان شدن؛ ناپدید شدن؛ دور شدن.
نهفته، پنهان، نهان، غیبشده