مغایظة. [ م ُ ی َ ظَ ] (ع مص ) با کسی خشم گرفتن . (المصاد زوزنی ). به خشم آوردن . (صراح ). به خشم آوردن کسی را. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مغایظت و مغایظه شود.
مغایظه. [ م ُ ی َ ظَ / ی ِ ظِ ] ( از ع ، اِمص ) مغایظة. رجوع به ماده قبل و مغایظت شود.- بر مغایظه کسی ؛ علی رغم او.با وجود خشم و ناخشنودی او : آن حدیث درازکشید ...
فرهنگ معین
(مُ یُ ظَ یا یِ ظِ ) [ ع . مغایظة ] ۱ - (مص م . ) به خشم آوردن کسی را. ۲ - (اِمص . ) تولید غضب .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بخشم آوردن کسی را . ۲ - ( اسم ) تولید غضب . یا بر مغایظه کسی . علی رغم او با وجود خشم و رنجش او : [ و آن حدیث دراز کشید و خشم لو هور و غازیان احمد را خواستند و او بر مغایظه قاضی برفت با غازیان و قصد جای دور دست کرد ... ] ( بیهقی . فض . ۴٠۱ ) مغایظه