( اسم ) جمع مغنیه زنان سرود گوی : [ سرود رود درود سلطنت او میداد و او غافل اغانی مغانی سلطنت او میداد مثانی مرثیه جهانبانی او میخواند و او بیخبر . ] ( نقثه المصدور . چا. یز . ۱۸ ) توضیح این جمع در عربی عامیانه مستعمل است ( محیط المحیط دزی )
جمع مغنی جاهای با اهل و باشندگان