کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معنم | کلماتور
معانی کلمه : معنم
تلفظ بین المللی :
/mˈaʔnam/
تلفظ :
[m'a?nam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زیت المعنم
ذات معجمه
راست معامله
روغن زیتون بکر معمولی
رژیم معمولی
زان معمولی
زاویه ٔ معموده
زنبورخوار معمولی
ساخت معنایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معنم. [ م ُ ع َن ْ ن َ ]( ع ص ) بنان معنم ؛ انگشتهای خضاب و رنگ کرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بنان معنم انگشتهای خضاب و رنگ کرده
کلمات مرتبط
زیت المعنم
ذات معجمه
راست معامله
روغن زیتون بکر معمولی
رژیم معمولی
زان معمولی
زاویه ٔ معموده
زنبورخوار معمولی
ساخت معنایی
نظرات