عقلپسند، عاقلانه، عقلانی، مستدل
نامعقول
irrational, unreasonable, insane
سخنان او معقول بود
his words were reasonable
رفتار آن دیوانه ظاهرا معقول مینمود
that lunatic's behaviour appeared to be rational
عقلایی، منطقی
دانسته، دریافته
سربهزیر، فرهیخته، مودب
پسندیده، روا، شایست، مناسب، موجه ≠ نامعقول
۱. پسندیده، روا، شایست، مناسب، موجه
۲. عقلایی، منطقی
۳. دانسته، دریافته
۴. سربهزیر، فرهیخته، مودب ≠ نامعقول
بخردانه