معطر. [ م ُ طِ ] (ع ص ) ناقة معطر؛ ناقه ٔ درشت و خوب صورت . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ماده شتر بسیار خوب صورت . (از اقرب الموارد).
(تلفظ: moeattar) (عربی) خوشبو ؛ آغشته به چیزی خوشبو ؛ (در شیمی) آروماتیک (نوع خاص از ترکیبهای آلی که بسیاری از نمونههای طبیعی آنها بویی خوش دارند) .
بویا، خوشبو، دماغپرور، عاطر، عطرآگین، عطرآمیز، گلبو، گلبیز، نافهبو ≠ بویناک، گندیده، متعفن
خوشبو، بویا