کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معضوب | کلماتور
معانی کلمه : معضوب
تلفظ بین المللی :
/mˈaʔzuːb/
تلفظ :
[m'a?zu:b]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
معصوب
معصوبه
معیوب
معیوب شدن
معیوب کردن
معیوب گشتن
معیوبی
مغضوب
کسیرا معیوب کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معضوب. [ م َ ] ( ع ص ) افگار. ( مهذب الاسماء ). سست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سست و ضعیف. ( ناظم الاطباء ). ضعیف. ( اقرب الموارد ). || برجای مانده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). زمین گیر و بی حرکت. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
افگار سست ضعیف
کلمات مرتبط
معصوب
معصوبه
معیوب
معیوب شدن
معیوب کردن
معیوب گشتن
معیوبی
مغضوب
کسیرا معیوب کردن
نظرات