کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معزول-شدن | کلماتور
معنی کلمه : معزول شدن
تلفظ بین المللی :
/mˈaʔzuːl ʃˈodan/
تلفظ :
[m'a?zu:l S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
معمول شدن
معلول شدن
متحول شدن
معزول
معزول نشدنی
معزول کردن
سرعت معمول
عالم معقول
غذای معمول
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
۱. برکنارشدن، عزل شدن، خلع شدن، کنار گذاشته شدن، معلق شدن ≠ منصوب شدن
۲. دور شدن، جداشدن
کلمات مرتبط
معمول شدن
معلول شدن
متحول شدن
معزول
معزول نشدنی
معزول کردن
سرعت معمول
عالم معقول
غذای معمول
نظرات