معذب . [ م َ ذِ ](ع اِ) خرقه ای که زنان به وقت نوحه بر میان بندند. ج ، معاذب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مِعذَبَة. (ناظم الاطباء).
رنجیده
رنجیده
عذابشده، شکنجهشده
درعذاب، ناراحت، دررنج
۱. درعذاب، ناراحت، دررنج
۲. عذابشده، شکنجهشده
رنجیده