معانی کلمه : معدان
لغت نامه دهخدا
معدان . [ م َ ] (ع ص ) رجل معدان ، مرد فراخ معده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
ابن جواس بن فروه ابن سلمه بن المنذر المضرب السکونی کندی از شعرای مخضرمین است نصرانی بود و در ایام عمر بن خطاب اسلام آورد و در کوفه اقامت گزید .
