کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معارضه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : معارضه کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌoʔɑrˈezeː kˈardan/
تلفظ :
[m,o?AR'eze: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
معاوضه کردن
مبارزه کردن
متارکه کردن
مبارزه کردن با
معارضه
معارضه با نفس
معارضه بالغیر
معارضه بالمثل
معارضه حجت و لا حجت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
معارضه کردن. [ م ُ رَ ض َ / رِ ض ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مبارات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مقابله کردن دو حریف و مدعی با یکدیگر.
فرهنگ فارسی
مبارات مقابله کردن دو حریف و مدعی با یکدیگر .
مترادف و متضاد
۱. ستیز کردن، جنگیدن
۲. مخالفت کردن
۳. مقابله کردن، رویارویی کردن
کلمات مرتبط
معاوضه کردن
مبارزه کردن
متارکه کردن
مبارزه کردن با
معارضه
معارضه با نفس
معارضه بالغیر
معارضه بالمثل
معارضه حجت و لا حجت
نظرات